باورها

  • باورهای بنیادین وناخودآگاه

    کودک انسان بامشاهده ضعف وناتوانی طبیعی خوددرمقابل بزرگسالان وهمچنین وابستگی خود به پدرومادربرای زنده ماندن به این نتیجه می رسدکه «من ضعیف وناتوانم وبرای زنده ماندن نیازبه دیگران دارم»وچون چندین سال وبه طورمکرراین وضعیت ادامه می یابدکودک بااین نتیجه گیری خودهمجوشی وآمیختگی پیدامی کندوبه این باورناخودآگاه می رسدکه«من درمقابل دیگران ضعیف وحقیرم وبدون آنهاقادربه تامین نیازهای خودنیستم» که این باورناخودآگاه ریشه تمام خودکم بینی هاواحساس حقارت هادرطول زندگی انسان است؛ چون قابلیت هاوتوانایی های انسانهابرابرنیست وهرانسانی به طورطبیعی دربرخی اززمینه هاقابلیت های کمتری نسبت به دیگران داردپس ازدوران کودکی نیزانسان بامشاهده هرکاستی وناتوانی خودنسبت به دیگران احساس حقارت وخودکم بینی اش تشدیدوتحریک می شود.
    درگروهی ازخانواده هاپدرومادربه خواست های کودک خودبیشترازخواست های خوداهمیت می دهندوکودک رابیش اندازه موردتوجه وحمایت قرارمی دهند؛دراین شرایط کودک به این باورناخودآگاه می رسد«من مهم تراز همه هستم وخواسته های من بااهمیت ترازخواسته های دیگران است».تمام خودبزرگ بینی هاوغرورهای انسان دراین باورناخودآگاه ریشه دارد؛این باورنیزپس ازدوران کودکی بامشاهده هرنقطه قوت وبرتری خودنسبت به دیگران تشدیدوتحریک می شودوموجب بروزنوعی احساس لذت وغرورکاذب میگردد.
    وقتی درمحیط خانواده توانایی هاونقاط قوت کودک موردتشویق قرارمی گیرد و نقایص وکاستی هایش موردسرزنش ؛کودک به این باورمی رسدکه«برای جلب توجه پدرومادروتامین نیازهای حیاتی اش می بایست نقایص وکاستی هایش راازدیگران پنهان وتوانایی هاومزیت هایش را به رخ دیگران بکشد».
    اگرخانواده ای چندین فرزندداشته باشدوپدرومادرمجبورباشندتوجه وحمایت خودرابین فرزندان تقسیم کنندکودک عضو این خانواده متوجه می شودباهرتوجه وحمایتی که پدرومادراز برادرویاخواهرش می کندازمیزان توجه وحمایتی که ازاومی شودکاسته می شودودررقابت با برادریاخواهرش برای جلب توجه پدرومادرقرارمی گیرد واگراحساس کندتوجه پدرومادربه خواهریابرادرش بیشتراست نسبت به اوحس حسادت پیدامی کند به این باورمیرسد که«برای جلب توجه وحمایت پدرومادرکه معادل تامین نیازهایش برای زنده ماندن مجبوراست به رقابت بادیگران بپردازد».
    اگرکودک درمحیط خانواده موردبی توجهی مکررقراربگیردبه این باورمیرسدکه«هیچکس مرادوست نداردوبه من توجه نمی کند».
    یک سری ازباورهای ناخودآگاه راهکارهایی هستندبرای جلب توجه دیگران ؛شکل کلی این باورهابه این صورت است«اینطوری می تونی توجه وحمایت دیگران راجلب کنی»برای مثال کودکی که درمحیط خانواده و درموقع بیماری موردتوجه وحمایت زیادقرارمی گرفته به این نتیجه میرسد«بابیمارشدن می تونی توجه دیگران راجلب کنی».
    تقریبا تمام این باورهای بنیادین وناخودآگاه درتمام انسانهاباشدت وضعف های متفاوت(شدت وضعف هریک ازاین باورهابه تاریخچه زندگی وشرایطی که آن شخص درآن رشدکرده بستگی دارد)وجودداردوازترکیب این باورهاقالب های ذهنی(طرحواره ها)وبخش ناخودآگاه انسان شکل می گیرد؛هرکدام ازاین باورهادرشرایط خاصی درزمان حال می توانند تحریک شوند وبه عنوان باورغالب کنترل بخش ناخودآگاه ذهن رابه دست گیرند؛تحریک این باورها بیشتر به صورت احساس تجربه می شوند(ماننداحساس حقارت،غرور،حسادت و…..)ودر تراکنش بابخش آگاه ذهن به فکرتبدیل می شوند این باورهای بنیادین وناخودآگاه سنگ زیر بنای نظام باورهای ماهستند وشناخت آنهاجاده ومسیرخودشناسی و اصلاح شخصیت والگوهای رفتاری را برای ماهموار کنند.

    99/6/11-حسن صفوی

    امتیاز شما به این صفحه

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    به اشتراک گذاری این صفحه در :
    هوش فرزند
    شایع‌ترین اختلال روانی جهان

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    بستن
    منو
    بستن

    سبد خرید

    بستن

    بستن

    دسته بندی ها

    Call Now Button