قصه درمانی

  • بقچه غم و غصه
    مردی به پیش پیامبر رفت و از غم وغصه هایش شکایت کرد و از پیامبر راه چاره خواست تا از شر دغدغه ها و دل نگرانیهایش رهایی یابد.پیامبر فرمود :ای مرد همه غم و غصه هایت را در بقچه ای بپیچ و فردا صبح راهی فلان منطقه شو.در آنجا همه مردمانی را که بقچه های غم وغصه خود را به همراه می آوردند خواهی دید .اما شرط این است که تو بقچه غم وغصه ات را که در میان بقچه های دیگر مردمان میگذاری باید بقچه دیگری را انتخاب کنی و به همراه خود ببری.این را به یاد داشته باش که اگر بدون بقچه برگردی عمر تو دیگر به آخر رسیده است .
    مرد قبول کرد و فردا صبح به محل مذکور راه افتاد. در بین راه که بقچه خود را به دوش داشت مردمان زیادی را دید که بقچه هایی گاه به بزرگی یک کوه را به دوش میکشیدند و بعضی ها بقچه هایی به کوچکی یک خیار چمبر را دردست خود حمل میکردند تا از بار غم و غصه رها شوند .
    مردبا دیگران به منطقه موعود رسید و بار غم خود را به زمین گذاشت .آنگاه از میان بقچه ها کوچکترین آنها را که در مشت جا میگرفت را برداشته و به طرف منزل راه افتاد.
    از آن روز به بعد نوع مشکلات و دغدغه هایش به کلی تغییر کرد. هر روز که میگذشت روزگار بر او سخت و سخت تر گردید.غصه ها و نگرانی های به ظاهر کوچکتر ولی استخوان سوز تر شده بود .خواب و خیال از او گرفته شده بود تا انجا که طاقتش طاق شد و با خود اندیشید: باید برای نجات از این وضع کاری بکنم. روز بعد نالان و شکوه کنان به نزد پیامبر رفت و گفت : یا رسول الله طاقتم طاق شده است. به فریادم برس که دیگر توان تحمل ندارم . لطفا به من بگ. چه کنم ؟
    پیامبرفرمود : ای مرد دغدغه جزء لاینفک زندگی بشر است .انسان با نگرانی و غم وغصه زاده میشود و با آنه از دنیا میرود ولی انسان به کمک ندبیر و عقل سلیم است که به رفع آنها میپردازد و آنها را رفع و رجوع کرده و آنها را هر روز کوچک و کوچکتر میکند. مرد نالان گفت : چه کنم تا بقچه غم و غصه نخستین خود را باز پس بگیرمتا از این پس در پرتو تدبیر ذهنیت حل مسئله مدار آنها را برطرف سازم و به آرامش پویا دست یابم ؟اصلا چطور میتوانم بقچه خود رادر بین آن همه بقچه پیدا کنم ؟تازه اگر کسی بقچه من را برده باشد چکار کنم؟
    پیامبر گفت : ای مرد اگر قول بدهی که دیگر خود را با دیگران مقایسه نکنی و حسرت وضعیت دیگران را به دل نداشته باشی و نخواهی بقچه ات را با دیگران عوض کنی و قناعت و ذکاوت وحل مسئله را پیشه کنی من بقچه ات را یافته و به منزلت تحویل میدهم. مرد که حالا فهمیده بود هر کسی مسائل و مشکلات خاص خود را دارد و فقط شکل دغدغه ها با هم متفاوت است تصمیم گرفت تصمیم گرفت که دست از نگرانی بی اساس برداشته و نگذارد که ذهن مقایسه گرش آرامش را از او بگیرد.
    – به خود فرصت قدر شناسی از زندگی را بدهیم .
    – جریان زندگی را با همه فراز و نشیبهایش بپذیریم .
    – یک فلسفه زندگی یا جهانبینی موثر برای خود ندوین کنیم

    برگفته از کتاب قصه درمانی استاد بزرگوار دکتر علی صاحبی
    الهام ولی نژاد – کارشناس ارشد روانشناسی

    امتیاز شما به این صفحه

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    به اشتراک گذاری این صفحه در :
    وسواس فکری
    لزوم مشاوره پیش از ازدواج – 1

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    بستن
    منو
    بستن

    سبد خرید

    بستن

    بستن

    دسته بندی ها

    Call Now Button