مهارت ارتباط مؤثر

  • مهارت ارتباط مؤثر

    مهارت ارتباط مؤثر در دسته مهارتهای متمرکز بر روابط جای میگیرد و هدف از این مهارت ارتقا کیفیت روابط میباشد. ارتباط یک نیاز بنیادین است؛ به این دلیل که هم نیازی عمومی و همگانی است و هم غیر اکتسابی است، به این معنا که این نیاز از بدو تولد با ما همراه است.

    بسیاری از اختلالات شخصیت و نشانگان بالینی در افراد، ناشی از عدم ارضا نیاز به ارتباط ایمن است. تولد یعنی مهاجرت از یک محیط امن به یک محیط ناامن. و نوزاد در بدو تولد با یکسری چالشهای انطباقی روبرو میشود. مهمترین رسالت والدین و محیط کمک به این انطباق است تا امنیت روانی موردنیاز کودک تأمین شود. از تولد تا هشتماهگی سمبل امنیت برای کودک مادر است، پس مادر باید در یک و نیم سال اول زندگی با دارا بودن خصوصیاتی چون: حضور فیزیکی، حضور عاطفی و باثبات و پیشبینی پذیر بودن، برای کودک ایمنیبخش باشد. در غیر این صورت نوزاد امنیت روانی حاصل نمیکند و تأثیرات آن در تمام دورهها با وی همراه خواهد بود.

    درست است که نیاز به ارتباط یک نیاز بنیادین و غیر اکتسابی است، ولی کیفیت روابط اکتسابی است. پس؛ ارتباط مؤثر یک مهارت است و قابلیت یادگیری دارد.

    ارتباط فرآیندی است که آغاز و پایان دارد. فرآیند ارسال و دریافت پیام است. پیام گاهی در قالب کلمات است و گاهی در قالب احساسات و زبان بدن. گاهی اوقات پیامی که مدنظر ارسالکننده است دقیقاً همان چیزی نیست که دریافتکننده، دریافت میکند. هرگاه پیام در فرآیند ارتباط سقط شود تولید سوءتفاهم میکند، و پیامی که پیامدش سوءبرداشت در روابط است، ارتباط غیر مؤثر نامیده میشود. اما اگر پیام مدنظر ارسالکننده بهدرستی منتقل شود و هر دو طرف به درک و برداشت مشترک برسند، ارتباط مؤثر نامیده میشود.

    ارتباط مؤثر دو مهارت اصلی دارد:

    چگونه بشنویم؟ گوش دادن فعال

    چگونه بگوییم؟ پیامرسانی کامل

    اولین مؤلفه مهارت ارتباط مؤثر گوش دادن فعال است

    گوش دادن فعال زمانی حاصل میشود که شنونده یکی از 4 قصد زیر را داشته باشد:

    • -گوش دادن بهقصد فهمیدن و درک کردن
    • -گوش دادن بهقصد کمک کردن
    • -گوش دادن بهقصد یادگیری
    • -گوش دادن بهقصد لذت بردن

    اما آیا قصد شنونده کافی است؟ ممکن است درحالیکه شنونده قصد مثبتی برای گوش دادن داشته باشد ولی عواملی مانع از گوش دادن فعال شوند. گوش دادن فعال یعنی: قصد مثبت بدون موانع ذهنی گوش دادن.

    برخی از موانع ذهنی گوش دادن عبارتاند از:

    • -ذهنخوانی: بیتوجهی به پیام گوینده و فرضیهسازی
    • -مرور ذهنی پاسخ
    • -گوش دادن انتخابی: آگاهانه یا ناآگاهانه فقط به بخشی از پیام گوش میدهد
    • -قضاوت عجولانه
    • -خیالبافی: نمیتواند ذهن را در اینجا و اکنون نگه بدارد
    • -منحرف کردن بحث
    • -نصیحت کردن
    • -جروبحث کردن
    • -تسکین دادن و آرامش بخشی بیمورد

    مراحل گوش دادن فعال:

    اولین مرحله شناسایی و خنثی نمودن موانع گوش دادن فعال از طریق پایش موقعیتهای ارتباطی است؛ به این معنا که فرد با شناسایی موانع ذهنی در موقعیتهای مختلف پرتکرارترین موانع ذهنی را استخراج کند.

    دومین مرحله بازگویی کردن است که بهنوعی بازهم شیوه است برای خنثی کردن موانع ذهنی. بعدازاینکه تمام یا بخشی از پیام گوینده دریافت شد، فرد برداشت خود را بازگو کند. ممکن است برداشت نادرست بوده باشد و این فرصتی است برای اصلاح، همچنین با بازگویی هدیهای به نام “شنیده شدن” بهطرف مقابل تقدیم میشود و این منجر به تعمق صمیمیت در رابطه میشود.

    سومین مرحله روشنسازی است که برای درک عمیقتر و فهم تر انجام میگیرد. فن روشنسازی، “سؤال کردن” است.

    چهارمین مرحله بازخورد دادن است که باید فوری، صادقانه و حمایتکننده باشد، به این معنا که عزتنفس فرد زیر سؤال نرود.

    بهمنظور برقراری ارتباط بهتر نکات زیر را جدی بگیرید:

    • -حفظ تماس چشمی با گوینده
    • -تکان دادن متناوب سر و استفاده از کلماتی مانند: آهان، بله و … برای نشان دادن همراهی خود با صحبتهای گوینده
    • -نشستن روبروی گوینده
    • -همراهی با احساسات گوینده در سطح زبان بدن (لمس دستها یا شانهها …)
    • -اجتناب از تمامی عوامل مداخله کننده محیطی مانند تلفن همراه و … .

    دومین مؤلفه مهارت ارتباط مؤثر “پیامرسانی کامل” است

    هر پیامی چند مؤلفه دارد:

    • -مؤلفه توصیفی: توصیف شرایطو موقعیتی که در آن دچار رنجش شدهاید
    • -مؤلفه احساسی: احساسی که در اثر آن موقعیت به شما دست میدهد
    • -مؤلفه شناختی: افکاری که در ذهن شما شکلگرفته و احساس خاصی را به وجود آورده است
    • -مؤلفه مسئولیتپذیری شخصی
    • -مؤلفه درخواستی

    هرگاه یک یا چند مورد از این مؤلفهها رعایت نشود، پیام بهصورت ناقص منتقل میشود.

    مراحل پیامرسانی کامل:

    • -زمان و مکانی را برای گفتن انتخاب کنید که هر دو طرف بر خود تسلط دارید و از طرف مقابل در مورد آمادگیاش سؤال کنید.
    • -رفتاری که باعث رنجش شما شده است را بهصورت عینی و دقیق توصیف کنید. به این دلیل که شاید فراموش کرده باشد و یا ازنظر او مورد مهمی نبوده باشد.
    • -احساس خود را ابراز کنید و بگوئید که آن رفتار چه هیجانی در شما ایجاد کرد.
    • -افکار ناشی از آن رویداد را بیان کنید.
    • -مسئولیت فکر و احساس خود را بپذیرید.
    • -و در انتها خواسته خود را بهصورت مثبت، عینی و دقیق بیان کنید.

    به مثال زیر توجه کنید:

    عزیزم میخواستم در مورد مسئلهای با تو صحبت کنم، فکر میکنی آمادگیاش را داری یا موکول کنیم بهوقت دیگری؟ دو شب پیش مهمانی منزل مادرت را به خاطر داری؟ در آن مهمانی کمتر به من توجه کردی و بیشتر با برادرها و خواهرهایت گرم بودی و اصلاً من را نمیدیدی که تنها در گوشهای نشستهام. این رفتار تو من را غمگین کرد. با خودم فکر کردم نکند دیگر من را مانند گذشته دوست نداری! نکند من حوصلهات را سر میبرم!! البته میدانم ممکن است این فقط فکر و برداشت من بوده باشد و تو اصلاً همچین قصدی نداشتهای ولی من از رفتار تو همچین برداشتی کردم و غمگین شدم. از تو میخواهم در فرصتهای مشابه بعدی بیشتر به من توجه کنی، کنارم بنشینی، برایم میوه بگذاری، سر میز غذا برایم غذا بکشی و گاهگاهی با من صحبت و خندهای داشته باشی… .

    این نحوه پیامرسانی کامل است که باعث میشود رفع نیاز شود، تخلیه احساسات صورت بگیرد، به خواستههایمان برسیم و بتوانیم از طریق هنر گفتن انتقاد کنیم.

    عطیه کارخانه

    مشاور زوج و خانواده

    اردیبهشت 97

    امتیاز شما به این صفحه

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    به اشتراک گذاری این صفحه در :
    مهارت مدیریت خشم
    تبلیغات سنتی چیست؟ تبلیغات سنتی مرده یا در حال تکامل است؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    بستن
    منو
    بستن

    سبد خرید

    بستن

    بستن

    دسته بندی ها

    Call Now Button